تبلیغات
" loop="-1" >
ای که مسئولی و میرانی سخن باغــــــــــــــــها نابود شد از بیخ و بن !!! ... یا خدا

نوروز باستانی وسال1394(2574)برهمه ایرانیان وپارسی گویان نیک گفتار نیک پندار و نیک کردار سراسردنیا خجسته باد

چهارشنبه 30 اسفند 1391 18:42

نویسنده : کرامت (کیومرث) نظری

نوروزتان پیروز

هر روزتان نوروز

        نوروز باستانی وسال1394

و2574شاهنشاهی

برهمه ایرانیان وپارسی گویان

نیک گفتار نیک پندار و نیک کردار سراسردنیا خجسته باد

 

نیایش نو گشت سال پارسی...

سال نو آمد سپاس ای جاودان

جـــــان ما آسوده دار وشادمان

هم خرد افزای هم مـــهرو توان

روز نو امــــــــید نو بر دل نشان

...

گشت گرداگرد مهر تابناک ایران زمین

روز نو آمد وشد شادی برون زندر کمین

ای تو یزدان ای تو گرداننده مهر وسپهر

برترینش کن برایم این زمان و این زمین

 

جشن های ایرانی
«خدای بزرگ است اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم (انسان) را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید.» شاید در نگاه نخست بپنداریم که ...

  • هفت سین شناسی
    تقدس عدد هفت از آیین مهر یا میتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در این آیین هفت مرحله وجود داشت براى اینكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد...

نوروز و سنت های تاریخی آن در آثار معتبر

    اشاره :

  1.    
    نوروز، جشن بزرگ ایرانیان، با بهار آغاز می شود و براساس گاه شماری اخترشناسان، شروع فصل بهار سال نو ایرانیان را نویدمی دهد.
  2.  زمزمه استقبال از نوروز در ایران و پاره ای از كشورهای جهان كه از سنت های ایرانی پیروی می كنند، معمولاً اوایل اسفندماه هرسال شروع می شود و اینك پس از قرنها، نوروز از چنان اهمیتی برخوردار شده كه براساس مصوبات سازمان فرهنگی یونسكو وابسته به سازمان ملل اولین روز نوروز، روز طبیعت نام نهاده شده و اهمیتی بین المللی یافته است.
  3. هرسال در آغاز سال نو و فصل بهار، رسم براین است كه جشن ها و سنت های نوروزی دستمایه مقاله ها و نوشته های گوناگون در مطبوعات می شود. این روش علاوه برتوضیح و تشریح فلسفه نوروز و سنت های آن، موجب می شود تا نسل جوان معاصر از اندوخته های فرهنگی و سنتی پیشینیان خویش آگاه شوند و با فرهنگ ایرانی آشنایی بیشتری حاصل كنند. در گزارش نوروزی امسال، كتابهای متعددی را كه طی چند دهه اخیر درباره نوروز تألیف شده ورق زدیم و یكی از آنها را كه جامع تر بنظر می رسید، انتخاب كردیم.
  4.  آنچه در این گزارش ملاحظه می كنید، نكات بسیار خلاصه شده ای از كتابتاریخ نوروز جمشیداست كه در بیش از380صفحه تألیف شده و نكته مهم اینكه برای تدوین كتاب، مؤلف از279 مرجع، اعم از كتابهای معتبر تاریخی تا مقاله ها و نوشته های مستند مورخان، نویسندگان، شاعران و ایران شناسان سود جسته است.

 

 

    كه می داند از فیلسوفان حی كه جمشید كِیْ بود و كاووس كِیْ

    چو سوی عدم گام برداشتند درین بقعه جز نام نگذاشتند

 

    (همای و همایون، خواجوی كرمانی ص16)

 

   ایران در دوران باستانی، یكی از كشورهای باشكوه و برتر آن روزگاران بود. و فروردین به سبب باورها و آیین های ویژه ای كه از دیرگاهان در آن وجود داشته، یكی از ماههای مقدس و محترم دوران باستانی ایران به شمار می رفته است، یكی از این حرمتها از آن سبب است كه ایرانیان باور داشتند نخستین روز فروردین هم زمان با حركت و جنبش گیتی و پای گرفتن زندگی و هستی است.

 آغاز هستی و حیات كیهان در كتاب بند هشن، در ماه فروردین و روز هرمزد به هنگام نیمروز دانسته شده و آن زمانی است كه شب و روز با هم برابر است.

 

    آثار دیگری در ادبیات و زبان فارسی هست كه آغاز آفرینش گیتی را در روز اول فروردین تأیید می كند:

   

بهار

 «... نخستین روز است از فروردین ماه و زین جهت «نوروز» نام كردند، زیرا كه پیشانی سال نوست. آنچه از پس اوست این پنج روز همه جشن هاست و ششم فروردین ماه نوروز بزرگ دارند. زیرا كه خسروان بدان پنج روز حق های حشم و گروهان بگزاردندی و حاجتها روا كردندی. آنگاه بدین روز ششم خلوت كردندی خاصگان را، و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین آن است كه اول روزی است از زمانه و بدو فلك آغازید گشتن». (التفهیم ص253)

    «روز ششم این ماه نوروز بزرگ است كه نزد ایرانیان عید بزرگی است و گویند كه خداوند در این روز از آفرینش جهان آسوده شد...» « فروردین ماه نخستین روز آن «نوروزست» كه اولین روز سال نو است و نام پارسی آن بیان كننده این معنی است و این روز با دخول آفتاب به برج سرطان طبق زیج های آنان هنگامی كه سال ها را كبیسه می كردند، مطابق بود.»

 (ترجمه آثار الباقیه ص556،282 )

 

   

  سنت های مردمی و مراسم نوروزی

    « مشغول عید» هركس و ما از وفات تو

    فارغ شده زوحشت هجر و وصال عید

 

    (دیوان سیف اسفرنگی ص711)

 

جشن نوروز، جشن پیروزی و شادمانی ملی بود، جشن آزادی و برابری مردمان ستمدیده ای بود كه سالیان دراز سر برفرمان دیوان ستمگر داشتند. مردمان طبقه پایین جامعه مزدوران كم مزد یا كارگران بی مزد و دیوان بودند. آنها هیچگاه پایه و پایگاهی نداشتند. از این رو هنگامی كه جمشید با دیوان در جنگ شد، یاری ها كردند تا جمشید به پیروزی رسید. جمشید پیروزی خود را جشن گرفت و آن روز خجسته را روز اول فروردین انتخاب كرد. در این روز، طبیعت نیز در اعتدال بود.

 جمشید نیز حكومت عدل را به مردم نوید داد.  

                                                                                                              

بهار

عدل بهار و عدل جمشید در هم آمیخت و از این آمیختگی روزی بزرگ در تاریخ ایران بنیاد شد و آیین تازه جمشید، آیین برابری و برادری را برای مردم به ارمغان آورد. زندگی نو همراه با آزادی و عدالت آغاز شد. مردم این روز نو را جشن گرفتند و آن را«نوروز» گفتند و سپس مراسم و آداب و رسومی برای ایام نوروز برگزیدند.  یكی از بازیها و سرگرمی های ایام جشن نوروز اسب دوانی و چوگان بازی بوده است. «... در آنجا اسب دوانی هایی برگزار می شود در پایتخت و در شهرهای عمده كشور نیز همین گونه است، مسافت برای اسب دوانی برحسب سن است. ازهفت تا بیست و یك میل تغییر می كند. هدف از این اسب دوانی ها بیشتر این است كه قدرت اسبها را تشخیص دهند تا سرعت آنها را و اسبانی را كه بتوانند تحمل تاخت طولانی و سریع داشته باشند بشناسند. این اسبها را معمولاً كودكان دوازده تا چهارده ساله سوارمی شوند... شاه به سواركارانی كه اسبهایشان پیشی گرفته اند جایزه می دهد.»

    (نخستین انسان و نخستین شهریار ص493)

 

    كشتی گرفتن

 یكی دیگر از سرگرمی های ایام نوروز كشتی گرفتن پهلوانان در میدان بوده.

    «در نوروزها كه پهلوانان با هم آزمایش كنند

    در میدان من و قطران باهم كوشیده ایم.»

    (سمك عیار جلد اول، ص175)

   

جامه عید

 نوروز كه روز جشن پیروزی و شادی همگانی بود بسیار با شكوه برگزار می شد، مردم لباسهای نو و زیبای خود را پوشیده و كلاه نوروزی را بر سر می نهادند و سرمه عیدی را به چشم كشیده و زینت و زیور عید برخود می بستند. بازتاب این تصور را در آثار بازمانده زبان و ادبیات فارسی می توان مشاهده كرد: «در نوروز خوب شستشو كنید و خود را پاك نگهدارید و بهترین«جامه ها» را بپوشید و بوی خوش بكار برید و سپاس خدای را به جای آورید.» (المساء و العالم- نوروز و تاریخچه آن، ص19)

جهانگردان خارجی نیز در سفرهایی كه به ایران كرده اند اطلاعات در خور توجهی در این باره بدست داده اند: « ایرانیان برای نوروز نام های مختلفی دارند. از آن جمله آن را «عید لباس نو» می خوانند. چون هركس هر اندازه ای نادار باشد در این جشن یك دست لباس نو به تن می كند و افراد متمكن در ایام عید هرروزی ملبوس دیگری در بر می نمایند.» (سیاحت نامه شاردن جلد2 ص364)

 «برنامه ایام عید عبارت است از »لباس عید« پوشیدن، هدیه به هم دادن، تبریك و تهنیت به هم گفتن، شاد بودن و نشاط كردن.» (سفرنامه جكسن ص118)

«همه زیباترین لباس خود و اكثر مردم «رخت نو» پوشیده بودند. چون مردم عقیده دارند كه در نوروز لباس نو پوشیدن خوشبختی می آورد. تعداد زیادی از جمعیت كلاه هایی برسر گذاشته بودند كه برای این منظور خریداری شده بود.» (آدم ها و آیین ها ص213)

 

 نوروز خوانی

بهار

 یكی از مراسم جشن نوروز «نوروز خوانی »است. اگر بپذیریم كه ایرانیان این سنت باستانی را همچنان نگاهبانی كرده اند باید گفته شود: نوروز خوانی هایی كه در این روزگار در پاره ای از نقاط كشورمان به ویژه در محلات شمال ایران معمول است یادگاری است از ترانه های متداول در روزگاران پیش از اسلام.

 رسم چنین است كه چند روز پیش از فرا رسیدن نوروز سه یا چهار تن خواننده و نوازنده در خانه ها می روند و اشعاری متضمن فرا رسیدن بهار و استقبال از نوروز و دعای خیر برای ساكنان خانه همراه بانواهایی ساده و بی پیرایه می خوانند. ترانه های نوروز خوانی اغلب به گونه ترجیع بند است. خواننده اصلی متناسب با شأن صاحبخانه ابیاتی بدیهه می سراید و چون به ترجیع می رسد، دسته جمعی می خوانند. گاه نیز تمام ترانه بطور گروهی خوانده می شود. شعر یكی از این ترانه ها چنین است:

    گل در گلستان آمد بلبل به بستان آمد

    ای امت محمد نوروز سلطان آمد

    (حسینعلی ملاح- مجله دنیای سخن اسفند1369)

 

 هدیه های نوروزی

  بهل تا دست و پایت را ببوسم بده «عیدانه» كامروزست عیدم

    (دیوان مولانا جلد2، ص56)

 

پیش از اسلام و نیز پس از اسلام در ایران هنگام عید، داد و ستدهای نوروزی در میان شاهان و مردم معمولی رواج داشته و تا همین

 سال ها این سنت انجام می شده است. در ایام نوروز معمول ترین و عمومی ترین»عیدانه« ای كه داد و ستد می شد، هدیه و بخششی بود كه از طرف بزرگترها به زیر دستان و كوچكترها داده می شد.

در زبان و ادبیات فارسی آثاری وجود دارد كه دادن نوروزی یا عیدانه را از طرف بزرگترها به كوچكترها و زیر دستان تایید می كند.

  

  هفت سین نوروزی

یكی دیگر از آیین های نوروزی كه از دیر گاهان پیشینه داشته و هم امروز تقریباً در همه شهرهای ایران روایی دارد چیدن سفره «هفت سین» است. عدد هفت یكی از اعداد مورد احترام و مذهبی ایرانیان باستان بوده است. احتمال می رود هفت سین را به مناسبت هفت امشاسپند برگزیده باشند، همچنین محتمل است سفره هفت سین دگرگون شده سفره ای باشد كه در ایام فروردگان برای پذیرایی از فروهرهای درگذشتگان در اتاق مرده و یا بالای بام خانه ها می گذاشتند. بعضی هم معتقدند كه به جای هفت سین، هفت شین هم می تواند باشد. به هر روی علت انتخاب شین هم معلوم نیست.« هنوز هم در ایران در اوقات این جشن(نوروز) خانه را پاك می كنند، رخت نو می پوشند، بوی خوش بخور می دهند، نقل و شیرینی و شربت می نهند، دعا می كنند و نماز می گزارند، در خوانچه ای هفت چیز كه اسمشان با سین شروع شده باشد مثل سیم و سیب و سنجد و غیره می گذارند. »(یشت ها، جلد2، ص596)

 

سبزی كاری

 

بهار

 یكی دیگر از مراسمی كه از دیرگاهان بوده و هم اكنون در میان ایرانیان رواج دارد كشت سبزی عید است. برای مراسم عید نوروز در ظرفهای كوچكی گندم وجو و عدس و امثال اینها را سبز می كنند و این سبزه ها را در سفره عید گذاشته و تا سیزده نوروز آنها را نگاهداری می كنند. »مردم از اوایل اسفندماه به سبز كردن سبزه در كاسه ها و بشقاب ها می پردازند. به این ترتیب كه گندم، عدس، جو و دیگر بقولات را به آب می ریزند تاجوانه زند. بعد دانه ها را در كاسه ها و بشقاب های جداگانه ای می ریزند و روی آن پارچه نازكی می اندازند با این اعتقادات كه اگر چشم ناپاك بر سبزه بیفتد، یا كه بچه آن را جابجا كند سبزه قهر می كند و سبز نمی شود.

    سلیقه ایرانی زیبایی بسیاری به این سنت می بخشد، چنانكه زنهای خانه دار پارچه نازكی را خیس می كنند و روی كوزه های گوناگون می اندازند و روی آن تخم گیاهانی مثل تره تیزك و كنجد می پاشند و كوزه را پر از آب می كنند و این است كه سبزه را به شكل های مختلف برسرسفره نوروزی می بینیم.« (آیین های نوروزی ص52-51)

   

میرنوروزی

     سخن در پرده می گیرم چوگل از پرده بیرون آی

     كه بیش از پنج روزی نیست حكم «میر نوروزی»

 

 (حافظ)

 

 «میر نوروزی» شخصی است كه برای مدت چند روز - منحصراً در ایام نوروز- به فرمانروایی برگزیده می شود. در این مدت كوتاه به كارهای مردمی و دادگستری می پردازد. سرانجام پس از گذشت فرمانروایی چند روزه به خانه یكی از بزرگان پناهنده می شود.

    در كردستان نخستین چهارشنبه سال برای برگزاری جشن میرنوروز، یكی را از میان خود به نام »میر« برای فرمانروای چند روزه نوروز  بر می گزینند و برای برگزاری «میرنوروز» بزرگان شهر و یا روستا جامه های نو و كمربند و بازو بند واسب و چكمه و مهمیز و شمشیر و خنجر و چیزهای گران بهای خود را در دسترس گروه میرنوروزی به نام سپرده می گذارند.

  پس از برگزیدن میرنوروز، میر تاجی برسر می نهد و یك پرطاووس هم برسر می زند و درفشی در بالای سرخود افراشته می كند و برتخت فرمانروایی چند روزه خود می نشیند و دسته دسته مردم از خرد و كلان برای شاد باش به پیشگاهش می روند.

 دستگاه فرمانروایی «میر نوروزی» بدین سان است: «میر نوروز، كهن وزیر، وزیر دست راست، وزیر دست چپ، میرزا مرد كوپال سیمین، دسته نوازندگان، سرایندگان، گروه خنجر زنان، دژ خیمان و «دلقك» هركدام از آنها در دستگاه میر نوروز كار ویژه ای دارند.

    پس از برگزیدن میر نوروز، میر با نگهبانان خود كه همگی شمشیر به دستند به نام كاروان شادی در خیابانها و كوچه ها و بازارها می گردند و پس از گشت و گذار، میر نوروز پرچم فیروزی فرمانروایی را برافراشته و برتخت می نشیند و به دادخواهی مردم می پردازد

منبع:اینترنت




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 29 اسفند 1393 14:38

بلواس خرمدشت (منگشت ) بازهم عزادار یاران سفرکرده....واینبار مرحوم اسماعیل میان آبی

سه شنبه 29 اسفند 1391 21:44

نویسنده : کرامت (کیومرث) نظری


لطفادرپایان هرقسمت ومطلب  درقسمت دیدگاههاونظرات

انتقادات وپیشنهادات خودتون رو بنویسین


زیرعكس آقاكوروش با لباس بختیاری

درقسمت تماس باما هم میتونین

پیشنهادات وانتقادات خودتون روبصورت

پیام ارسال كنین تا ازاونا استفاده كنیم....

همچنین در سمت راست وبلاگ درقسمت

         مطالب اخیر میتونین ازهمه مطالب وبلاگ دیدن كنین

بازگشت همه بسوی خداوند تواناست

کوه منگشت دلم پرخینه چی تو     موهم بارغمم سنگینه چی تو

کوه منگشت یو رسم گوگری نی    صفای ایلمون چی زیتری نی

خانواده داغدار میان آبی:

تسلیت واژه ای نارسا دربرابر این غم جانکاه....

مارا درغم بزرگ خود شریک بدانید....

 وبازهم دراواخرسال 92بلواس خرمدشت جوان برومند ودلسوز مردم داردیگری رو همانند جوانانی که در سالهای قبل از میان ما رفتند رو از دست داد....واینبار دست سرنوشت اسماعیل میان آبی عزیز وهمیشه خندان رو از عزیزان خود جدا کرد وبه مهمانی معبود وآفریدگار خودش برد....خانوده عزیز میان آبی طی یکسال سه عزیز رو ازدست دادن که درتابستان 92اول پدر خودشون رو ازدست دادن که بسیار مرد باایمان وزحمتکش وخستگی ناپذیر بود وانصافا فرزندان صالح و مفیدی رو تربیت وتحویل بلواس وایران عزیز کرد....

مرحوم حاج رضا میان آبی

به جرات میگم که تا زمانی که زنده بود هیچکس از دستش ناراحت نشد

وهمه میدونیم که روزانه افراد زیادی برای آسیاب برنج وگندم به مکینه ش میرفتن

همیشه باروی باز وخندون کار مردم رو انجام میداد..درهرساعتی از روز کسی میرفت

مکینه در رو باز میکرد وکار مردم رو انجام میداد....وچه زحمتهایی که در باغ کشید وامروز شاهد

یکی از بهترین باغهای منطقه منگشت هستیم

روحش شاد ویادش تا ابد گرامی

 

خوشا آنان که با عزت زگیتی

بساط خویش برچیدند ورفتن

هنوز داغ فراق پدر رو به دل داشتن که در بهمن ماه داماد عزیزشون  سید اکبر مرعشی هم ازدنیا رفتن که انسان مهربان مردم داری بود و چهلم ایشون نشده جوان نازنین وبرومندشون مرحوم اسماعیل هم از بینشون رفت و خانواده وتمام دوستان وبلواسیهای قدر شناس رو عزادار کرد ...

این هجران موقعی سخت تر میشه که قرار بود در عید نوروز جشن عروسی

دخترش رو برگزار کنه وهمه کارهای عروسی رو انجام داده بودن و خودش

هم کت وشلوار برای عروسی خریده بود ....اما حیف که این کت وشلوار باید

در کلکسیون یادگارهای این پدر مهربان قرار داده بشه ....

این نکته رو هم خانواده داغدارش نباید فراموش کنن

که روح این مرحوم همیشه درکنار آنهاست

....خدایا این خانواده داغدار 

راضی هستن به رضای تو....

زمستان 92

چندروز قبل از بار سفر بستن

تابستان92

سعدیا مردن نکونام نمیرد هرگز

وباید گفت که همه مردم قدرشناس درعزای اون بسیار ناراحت بودنو با خانواده بزرگ میان آبی همدردی کردن....بنده هم از طرف خود وخانواده ومردم قدر شناس بلواس این مصیبت بزرگ رو به این خانواده داغدار تسلیت عرض مینمایم ...

 دراواخر سال 91ناقوس مرگ دوباره در بلواس خرمدشت به صدا درآمد مث گذشته جوانان برومندی رو از ماجدا... وبلواس رو عزادارکرد

چه هراس انگیز در غمخانه غربت نشستیم ...

شما تندیس مهرو وفا بودین وصفای بهاران داشتید...

درشکوفه باران بهار چه ناباورانه به تاراج خزان پیوستید...

1بهمن 91بود که خبری اندوهگین وناگوار بلواس رو تکون داد ....حسین غالبی جوان رعنای بلواس به دلیل سکته فوت کرد که تمام بلواس رو عزادار کرد...به این خاطر که نمونه بارز یک مرد کامل و مهربان ودلسوز بود که خیلیا روکه نان آور خانواده بودن رو  با توجه به موقعیت شغلی که داشت مشغول به کار کرد که باعث شد چندین خانواده از این راه سروسامان بگیرن...

هرچه بود دست سرنوشت این قسمت رو برای این مرحوم رقم زد ودرمیان بهت وانده فراوان روزیکشنبه دربا حضور پرشور مردم به خاک سپرده شد

روز چهارشنبه 2اسفند 91خبر ناگوار دیگه رسید و ابراهیم ملایی جوان مهربان وهمیشه خندون و دلسوز دارفانی رو وداع گفت و غم سنگینی رو بر دل مردم بلواس وخانواده محترمش نهاد....

جوان ناکام ابراهیم ملایی

مردم درغم از دست دادن این دوجوان (مرحوم حسین وابراهیم بودن ) و کم کم آماده میشدن برای چهلم مرحوم حسین که درست دورورز قبل از چهلم یعنی 8اسفند91خبری اینبار بدتر از خبرهای قبلی بلواس رو تکون داد

توریکی دم دم پسین شیونی وریسا

فرهاد خوش خلق وخو از نفس د واسا

چند موطاقت کنم فرهاده نبینم

مهرشه وکی بدم تی کی بنشینم

....خبر خیلی تکان دهند بود ... برادر مرحوم حسین ....فرهاد که به جرات میتوان گفت یکی از بهترین مهربانترین شادترین غیرتی ترین جوونای بلواس بود فوت کرد که هیچکس این خبر رو باور نمیکرد....

فرهاد در تابستان 91

یعنی باید گفت وفای خودشو در حق برادر کامل کرد و به سوی حسین پرواز کرد هرچند که دیگر اعضای خانواده رو عزادار وداغدار خودش کرد ....فرهاد طاقت دوری حسین رو نداشت و ....

وچه زیباست این بیت شعر که گویی از دل فرهاد بلند شده...

ادراک سوختن را به تماشا نمیشود

آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم

 

فرهاد روز خاکسپاری برادرش حسین...

عکسهایی از تشییع فرهاد مظلوم

همه مردم برا تششیع فرهاد سنگ تموم گذاشتن....

درود بر بلواسیهای قدر شناس ....همه گریان و ماتم زده در غم از دست دادن فرهاد

بگذار تا بگریم....

چون ابر دربهاران

اینم جواد که باید از این به بعد با غم بی پدری کنار بیاد

 

 

 

مزارمادر دربین مزار دو فرزند مهربان ودلسوز که بیش ازاین طاقت دوری مادر رونداشتن

هرکس ازچیزی ناراحت بود یا غمی داشت میومد می نشست پیش فرهاد روحیه بگیره وشاد بشه ...کسی که با شوخیهای منحصر به فرد خودش خند رو به لب عبوسترین آدمها مینشوند چه پیرو چه جوون وچه بچه....

 

وبخاطر همین مهربونیها و مردمی بودن بود که به جرات میگم همه رو از این داغ رفتن شوکه کرد وهمه رو به معنای واقعی عزادار کردو خاطرات خوبی که با همه مردم داشت وبخصوص با من حقیر که علاوه براینکه فامیل نزدیک بودیم یک رفیق خوب بودیم...من وفرهاد یکروز با هم رفتیم کلاس اول دبستان (که اون روزهای سراسر پرخاطره رو فراموش نمیکنم)و یکروز هم با هم رفتیم خدمت سربازی ....هرچند که بنا به دلایلی دوران خدمت قسمت نشد با هم باشیم

همه دوستان وفامیل و مردم در غم از دست دادن این سه عزیز سر درگریبان بودنو ماتم زده ....وبازهم ....

توریکی دم دم صو شیونی وریسا

بهروز خوش خلق وخو از نفس د واسا

چندی مو طاقت کنم بهروزه نبینم

مهرشه وکی بدم تی کی بنشینم

و صبح روز دوشنبه 28اسفندماه خبری بس ناگوار ما رو دوباره ماتم زده کرد ....بهروز ملایی پسر عموی بنده و جوان برومند و مهربان دراهواز درگذشت و خانواده وآشنایان رو عزادار کرد....و درحالی که دو دختر معصومش مهیای آماده شدن برای سال نو بودن ناباورانه اونها رو برای همیشه تنها گذاشت وبه دیار باقی شتافت ....هرچقدر از خوبیها و متانت وآرام بودن بهروز بگم کم گفتم کسی که با پشتکار فراوان و جدیت دربانک ملت اهواز تا چند ساعت قبل از مرگش مشغول به کار بود ....

بهروز از فوتبالیستهای زبده وقدیمی تیم عقاب بلواس بود که درزمان جنگ چندین سال برای عقاب بازی کرد

غمم نهله که مو تهنا نشینم

روحشون شاد ...یادشون تا ابد در قلبهایمان جاویدان

آری مرگ همیشه بدون اینکه کسی انتظارشو داشته باشه هرروز به نوعی عزیزانی رو با خودش همراه میکنه وبه دیار حق میبره و چه خوبه که همه ما همیشه به فکر کارهای خوب و خداپسندانه باشیم

 واز دروغ وریا کاری مادیاتی بودن وغیبت وخیانت و خلاصه هرکاری که مورد پسند خدا نیست پرهیز کنیم  وفقط کاری کنیم که رضای خداوند ومردم رو به همراه داشته باشه ....

ایکاش همیشه به فکر این باشیم که شاید نفر بعدی که میمیره ما باشیم تا به دنیا دل نبندیم....

البته تا اونجا هم که میتونیم طوری زندگی کنیم که مث اینکه صد سال دیگه زنده هستیم ....اما همیشه خدا رو درکنار خود و آگاه به کارهامون داشته باشیم ....

برای شادی روح تمام رفتگان بخصوص رفتگان مدنظر فاتحه

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 خرداد 1393 11:35